بخش ۱۹۹ - بندگی خدا سبب زندگی حقیقی است ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
از عنایت گرچه آدم یافت جان
لیک جانی بس ضعیف و ناتوان
برتر از حیوان او را پایه شد
کی ولیکن با ملک همسایه شد
زنده شد لیکن حیوتی بی ثبات
خواهیش گو زندگی خواهی ممات
لیک شد او مستعد زندگی
جوید او را از کجا از بندگی
پیش از این بود از عنایت کار او
بود دست فیض حق معمار او
بعد از این افتاد کارش با عمل
بندگی ربنا عزوجل
زنده گردد زین سپس از بندگی
بندگی کن تا بیابی زندگی
زندگی هست آب حیوان ای عمو
زان بنوش و جسم و جان را هم بشو
بنده او شو که جاویدان شوی
شو گدای او که تا سلطان شوی
پیر اگر باشی جوانت میکند
در گدایی ارسلانت میکند
خدمت او زشت را زیبا کند
ذره را خورشید جان افزا کند
شب به یاد او به بستر نه قدم
تا شود بستر گلستان ارم
این سخن بگذار کامد خصم مرد
تا حضور قاضی دانای فرد
خصم آمد قاضیا بنگر چرا
گوش من دندان گرفت آن بی حیا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهٔ نعمت حیات و عبودیت خداوند است. شاعر اشاره میکند که انسان با عنایت الهی جان یافته، اما این جان ضعیف و ناتوان است. خیرات و زندگی حقیقی فقط از طریق بندگی خداوند به دست میآید. با تأکید بر اهمیت بندگی، شاعر میگوید که زندگی واقعی و پایدار تنها به دست آمدن از طریق خدمت به خداست. او به این نکته اشاره میکند که با بندگی، انسان میتواند به جاودانی و عظمت دست یابد. همچنین، با یادآوری نام خدا در شب، زندگی را زیبا و سرشار از خیر میسازد. در نهایت، به داستانی اشاره میکند که در آن قاضی و طرفین دعوا نیز حضور دارند و بر اهمیت حقّ و حقیقت تأکید میکند.