بخش ۷۳ - تتمه حکایت مرد عارف و زن خود ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفت عارف در جواب جفت خویش
کی تو مغرور خیالات پریش
سعی کسب انبیا و مرسلین
آنچه گفتی جمله حق است و یقین
لیک در آن سعی و کسب اجتهاد
نی سبب کارد نه مطلب نی وراد
آنکه آب از هیبتش خشک ایستاد
کی شتابی مینمود از بهر زاد
آنکه از انگشت قرص مه شکافت
کی به هر در بهر قرصی میشتافت
آنکه خاک از یک نظر اکسیر کرد
سعی کسب او را کجا توقیر کرد
بلکه مقصدشان از آن ارشاد بود
کسبشان چون خواندن استاد بود
گرچه ابجد ورد سازد اوستاد
ورد وردان باشدش لیکن مراد
خواند او ابجد پی فر میختن
هم به خواندن کودکان انگیختن
مرغ در پیش کریشک بر زمین
نوک زد یعنی از اینسان دانه چین
زن جوابش داد کی فرمند راد
اوستاد این جهان را اوستاد
آنچه فرمودی تو دانستم همه
لیک سودی مینکرد این دمدمه
زانکه با من گو تو هستی از کدام
ز انبیا و اولیائی یا عوام
اهل ارشادی برو ارشاد کن
ورنه از ارشاد استرشاد کن
گر فَرَخشوری تو علم آموز باش
ورنه فرسندوج علم اندوز باش
گر تو هم پیغمبری استاد باش
کسب کن گو از ره ارشاد باش
ورنه از پیغمبران ارشاد گیر
کسب آب و نان از ایشان یاد گیر
آن یکی را ناقه در بیدا شکست
ناقه مُرد و بار او در گل نشست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، عارف به پرسش شریکش پاسخ میدهد و به او یادآوری میکند که مغرور نشود و خیالات پریشان را دنبالهروی نکند. او بیان میکند که تلاش پیامبران و فرستادگان الهی، رساندن حقیقت و علم بوده است و این تلاشها فقط در سایه اجتهاد و کوشش شخصی به ثمر میرسد. عارف با تمثیلات مثالهایی از قدرت خداوند میآورد و میگوید که مهمترین هدف و مقصد در این کوششها، هدایت و ارشاد انسانها به حق است. او از شریکش میخواهد که به جای تمرکز بر عبارتهای خشک، عملاً به دنبال علم و یادگیری از پیامبران و اولیای الهی باشد و در صورت عدم تمایل به آموزش، خود را از مسیر درست منحرف نکند. در نهایت، عارف با مثالی از بار و ناقهای که در گل مانده اشاره میکند که نباید در کسب دانش و هدایت خود را گرفتار موانع کرد.