نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز رویش خانه ام لبریز بود از ماهتاب امشب

به گرد کلبه ام چون هاله می گشت آفتاب امشب

عرق از روی شرم آلود او می ریخت چون شبنم

دماغ بزم روشن بود از بوی گلاب امشب

به دست خاطر خود داشتم دامان دل جمعی

پریشان بود از زلف حواسم پیچ و تاب امشب

نمک در دیده ام می ریخت لبهای سخنگویش

چو مژگان می پرید از چشم من رگهای خواب امشب

چو شمع از سوز دل می سوختم بنیاد هستی را

کرم فرمود و زد بر آتش سوزانم آب امشب

به چشم هوش می کردم تماشا یار نو خط را

نظر پوشیده می دیدم خط روی کتاب امشب

به گرد قامتش چون سیدا گردیده می گفتم

چراغ بزم را پروانه شد مرغ کباب امشب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف زیبایی از یک شب پرنور و پر احساس است. شاعر از ماهتابی که خانه‌اش را روشن کرده و آفتابی که اطراف کلبه‌اش را احاطه کرده سخن می‌گوید. او از عرق شرم معشوقش و بوی خوش گلاب در فضا صحبت می‌کند. شاعر با احساساتی عمیق به توصیف احساسات خودش می‌پردازد و از پریشانی دل و زیبایی‌های معشوق می‌گوید. در پایان، شاعر خود را مانند شمعی می‌داند که از عشق می‌سوزد و از زیبایی چهره و خط معشوقش لذت می‌برد. کلاً، این شعر نمایانگر عشق، زیبایی و احساسات عمیق انسانی است.