شمارهٔ ۱۱۱ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
فلک گردباد ره کاروانت
زمین گرد نعلین سرو روانت
خضر برگ سبزی ز گلزار جودت
مسیحی بود شبنم بوستانت
مراد از شب لیلة القدر باشد
نشان از دو گیسوی عنبرفشانت
چو شمع است پیوسته ورد زبانم
سر من فدای تو و خاندانت
شب از کوچه گردان زلف سیاهت
بود صبح شمع سر پاسبانت
کشم پا ز دامن شوم در سراغت
شمارند شاید ز دامن کشانت
چه خوش روز باشد که مانند خورشید
سر خود کنم فرش بر آستانت
چه حد سیدا را که وصف تو گوید
قلم را زبان شق شده از بیانت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف زیباییها و ویژگیهای معشوق است. شاعر از عناصر طبیعی مانند گردباد، زمین، و شمع برای نشان دادن عظمت و جاذبه معشوقش استفاده میکند. او به صفاتی چون جود (بخشش) و زیبایی اشاره کرده و شب را نماد شب قدر و مهمی از معاشرت با معشوق میداند. همچنین عشق و فدای خود را نسبت به معشوق و خاندان او بیان میکند و آرزوی نزدیک شدن به او و خدمت به او را دارد. در نهایت، شاعر میگوید که توصیف معشوق آنقدر لذتبخش است که زبان قلم از بیان آن عاجز است.