شمارهٔ ۱۱۳ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
پیشانی ناز او از موج نگه چین بست
مژگان ستم برخاست ابروی کمر کین بست
چشم به عتاب آمد خونم به تغافل ریخت
شمشاد خرامانش در پای نگارین بست
از داغ سراپایم انگشت نما گردید
زآئینه سیمایش ملک دلم آئین بست
گلزار تماشا گشت هر جا که اقامت کرد
گلدسته رعنایی از رشته تمکین بست
خوبان ز شکر خندش در شهد فرو رفتند
لبهای شکرریزان از خنده شیرین بست
مانند گل آن سید از خار کند بستر
آسایش خود هر کس با جامه رنگین بست!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف زیباییهای یک معشوق است. شاعر با استفاده از تصویرسازیهای خاص، پیشانی، مژگان و ابروهای معشوق را وصف میکند و از تأثیر عواطف و نگاههای او بر دل و جانش میگوید. او از داغ و غم عشق و نشانهایی که از این عشق بر وجودش باقی مانده است، سخن میگوید. در ادامه، شاعر به زیبایی و تاثیر معشوق بر محیط اطراف و روحیه دیگران اشاره میکند و در نهایت از آرامش و آسایشی که معشوق به دیگران میدهد، یاد میکند.