نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است

کار این آهندلان بر عکس چون آئینه است

راز دل را ما چو گل افشان عالم کرده ایم

در کف دست است ما را آنچه در گنجینه است

می خوریم امروز افسوس حیات رفته ار

در بغل داریم تقویمی که از پارینه است

روز شنبه هست روز مرگ طفل بد مزاج

ورنه هر دم عید و هر ساعت لقب آدینه است

لاف آزادی ندارد سیدا مانند سرو

قامتت را همچو قمری بنده دیرینه است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تضادهای انسانی و واقعیت‌های زندگی اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که در دل افراد نیک، گاهی کینه وجود دارد، و این به نوعی برعکس آنچه که در آیینه منعکس می‌شود، است. شاعر می‌گوید که راز دل را مانند گلی در دنیای افکار پخش کرده‌ایم و آنچه در گنجینه وجود دارد، در دست ماست. او اشاره به گذر عمر و افسوس بر گذشته دارد و از تقویمی سخن می‌گوید که تاریخ‌های قدیمی را نمایش می‌دهد. همچنین به مرگ و زندگی روزمره اشاره کرده و تصریح می‌کند که آزادی حقیقی وجود ندارد، و در نهایت قیاس زیبایی انسان با طبیعت را مطرح می‌کند.