شمارهٔ ۱۳۰ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پیمانه یی که باده ندارد شکستنیست
دستی که نیست مصدر ایجاد بستنیست
زلفی که صرف شانه کند عمر کنده به
دامی که صید زنده نگیرد گسستنیست
امروز رخت خود بنه ای خضر ره در آب
چون عاقبت برهنه ازین جوی جستنیست
در گوش غنچه باد سحر آمد و بگفت
در هر دلی که بوی وفا نیست خستنیست
دیدم تو را به غیر و گرفتی کناره یی
یعنی که روز سرد به کنجی نشستنیست
در دیده یی که غیر کند خانه کور به
چشمی که سرمه دان شود آن چشم بستنیست
جستم علاج داغ دل خود ز سیدا
گفتا صبور باش که زین درد رستنیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حقیقتهای زندگی و احساسات انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تمثیلهای مختلف، نشان میدهد که چیزهایی که فاقد ارزش یا معنای واقعی هستند، در نهایت شکستنی و ناپایدار خواهند بود. او به نقصهای انسانی، بیوفایی، و ناکامیها اشاره کرده و بر اهمیت صبر و وفاداری تأکید میکند. در پایان، شاعر یادآوری میکند که در زندگی، دردها و مشکلات نیز گذرا هستند و با صبر و استقامت میتوان از آنها عبور کرد.