شمارهٔ ۱۳۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای مقدم تو قبله چشم تر من است
هر جا که نقش پای تو باشد سر من است
خوابم بدیده بی تو چو شبنم بود حرام
شبها اگر چه خرمن گل بستر من است
در کوی تو غبار مرا می برد نسیم
هر جا که منزل تو بود محشر من است
بیرون شدم ز بیضه و گشتم اسیر دام
ایام در شکنجه بال و پر من است
چون غنچه سایه پرور پیراهن خودم
هر جا روم کلاه سرم چادر من است
دریا دلان به کس دم آبی نمی دهند
گرداب چشمه تر ز لب ساغر من است
چون ابر گریه را نکنم خار سیدا
این اشک نیست طفل به جان پرور من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و دلتنگی شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر معشوق را "قبله چشم" خود میداند و هر جایی که نقش پای او باشد، سر و جان او نیز در آن است. او از نبود معشوقش رنج میبرد و خواب آرامی ندارد، همچنین در کوی معشوق، بوی او را حس میکند. شاعر از احساس اسیری در عشق صحبت میکند و نشان میدهد که این عشق برایش عذابی بزرگ است. او به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود اشاره میکند و اشکش را به عنوان نشانهای از عشق و وابستگی به او توصیف میکند. در کل، این شعر بیانگر عواطف عمیق و حسرتی است که ناشی از فاصله و جدایی از معشوق است.