نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۹ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش است

گربه گل اخگر است و خنده گل آتش است

نشکند از سایه گردون کسی را تشنگی

می نماید آب اما زیر این پل آتش است

برق در دنبال دارد آه من ای باغبان

سنبلستان مرا در بیخ سنبل آتش است

زانوی آسایش از خلوت نشینان برده اند

گوشه گیران با دامان توکل آتش است

صبر و بی تابی به کوی عشق دشت کربلاست

اضطراب اینجا سرابست و تحمل آتش است

انتهایی نیست اعضای مرا در سوختن

بر سرم ای شمع از سودای کاکل آتش است

سیدا تکرار سایل اهل همت را بلاست

از کریمان گوشه چشم تغافل آتش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و بی‌تابی گوینده در فقدان معشوق می‌پردازد. او با استفاده از تصاویر طبیعت، احساسات خود را توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که بدون معشوقش، زندگی برایش پر از آتش و عذاب است. گوینده احساس تشنگی و گنگی می‌کند و باور دارد که آرزوهایش در زیر ظواهر زیبا پنهان است. او همچنین به بی‌پناهی و ناتوانی خود اشاره دارد و می‌گوید که در عشق، صبر و تحملش به زحمت می‌افتد. در نهایت، او از دیده‌نشده‌ها و غفلت‌ها شاکی است و مطمئن نیست که این عذاب به کجا خواهد انجامید.