شمارهٔ ۱۵۲ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آنکه می گرید به حالم چشم خونین من است
وانکه بردارد سرم از خاک بالین من است
قامتش را کی ز آغوش نظر بیرون کنم
چون پری در شیشه پنهان جان شیرین من است
می کند تسلیم بر شاخ گلم از راه دور
نارسا افتاده دستش آنکه گلچین من است
آرزوی لعل و مرجان کی بود جیب مرا
تکمه چاک گریبان اشک رنگین من است
می زند سیلی به صیقل جوهر آئینه ام
چشم پوشیدن ز روی زینت آئین من است
ناله گرمم چراغ کشته روشن می کند
میل آهم سرمه چشم جهان بین من است
می تپد در خون ز رشک خامه من مدعی
خصم بسمل کشته شمشیر خونین من است
دزد معنی سیدا هرگز نمی یابد رواج
تیغ بر خود میکشد هرکس سخنچین من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و دردهای عاشقانه شاعر میپردازد. شاعر از غم و اندوهی که به خاطر جدایی یا دوری معشوقش دارد، میگوید و به چشمان خونین خود به عنوان نشانهای از این غم اشاره میکند. او نمیتواند از محبت و زیبایی معشوقش دل بکَند و این عشق را به مثابه جانی شیرین توصیف میکند. شاعر از دلسردی و ناامیدیاش میگوید و اشاره به ناملایمات و سختیهایی دارد که از عشق ناشی میشود. او احساس میکند که در این عشق، آسیب دیده و اگرچه با جزئیات زیبای معشوقش ارتباط برقرار کرده، اما در عین حال به دلیلی درونی از رنج و قدرت عشق خود آگاه است. این اشعار همچنین به ناپایداری و شکنندگی روابط عاشقانه و احساسات انسانی اشاره دارد و به چالشهایی که از نیاز به عشق و ارتباط عمیق ناشی میشود، پرداخته است.