شمارهٔ ۱۵۷ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جود و سخا به مردم عالم نمانده است
نام و نشان ز منزل حاتم نمانده است
یکسان کند به باغ تماشای خار و گل
امروز امتیاز به شبنم نمانده است
از دل می صبوح کدورت نمی برد
خاصیتی که بود به مرهم نمانده است
گلها چو غنچه سر به گریبان کشیده اند
در هیچ سینه یی دل خرم نمانده است
ساغر ز پیش خم به لب خشک می رود
در شیشه ها باده کشان نم نمانده است
باقیست گرد راه به مژگان حاجیان
آبی مگر به چشمه زمزم نمانده است
در خانه های اهل کرم سیدا مرو
آنجا به غیر صورت آدم نمانده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وضعیت نابسامان و فقدان خوبیها در جامعه اشاره دارد. شاعر با اشاره به از بین رفتن صفات نیک مانند سخاوت و محبت، نشان میدهد که دیگر نشانی از خصوصیات انسانی و صفات پسندیده در بین مردم باقی نمانده است. او با استفاده از تصاویر زیبا مثل باغ و گل، به کم شدن شادیها و زیباییها در زندگی انسانها میپردازد. همچنین، تشبیهی از دلهای خالی و بیروح به غنچهها که سر به گریبان کشیدهاند، نشاندهندهی غم و اندوهی عمیق در دلهاست. در نهایت، شاعر تأکید میکند که در دنیای امروز، دیگر نمیتوان نشانی از خیر و نیکی پیدا کرد.