نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نرم شد از خواب غفلت بستر سنگین ما

باشد از مغز سر ما پنبه بالین ما

کرده ایم از خانه بردوشی اقامت را وداع

گردباد دامن صحرا بود تمکین ما

آستین عمریست از سیر چمن افشانده ایم

نیست کم از غنچه گل دامن پرچین ما

خصم را بر خاک عاجز نالی ما می کشد

سرخ رو آید به میدان خنجر چوبین ما

سیر چشمی های ما از دانه های اشک ماست

آسمان را داغ دارد خوشه پروین ما

نفس سرکش عاقبت انداخت ما را در بلا

کرد آخر کار خود را دشمن شیرین ما

بر سر منبر بود آواز ناصح را اثر

نیست همچون واعظان ته چوبکاری دین ما

در پس آئینه دل سیدا تا خفته ایم

چشم پوشیدست از ما دشمن خودبین ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تلخی و عبرت از خواب غفلت بشر اشاره می‌کند و می‌گوید که ما از حقیقت زندگی دور شده‌ایم. تشبیهاتی چون "پنبه" و "گردباد" به ما یادآوری می‌کنند که ما از مسیر صحیح خارج شده‌ایم و به اقامت مادی و دنیوی چسبیده‌ایم. شاعر از درگیری با دشمن و ناملایمات زندگی صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که چشمان ما از اشک و اندوه پر شده است. او همچنین به ناامیدی از واعظان ریاکار اشاره می‌کند که فقط به ظواهر دین توجه دارند و به معنای واقعی آن اهمیت نمی‌دهند. در نهایت، شاعر از انتظار برای بیداری و آگاهی سخن می‌گوید و اینکه دشمنان ما از ما بی‌خبرند.