شمارهٔ ۱۹ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مده چون بوالهوس در سینه جا عشق مجازی را
مکن با معصیت آلوده دامان نمازی را
به جای سبزه از خاک چمن بادام سر بر زد
به نرگس چشم شوخ او نمود این سحر سازی را
ز برق صبح صادق شمع خاکسترنشین گردد
به پیش پای خاری ها بود گردن فرازی را
کشد هر صبح در آغوش جان خورشید شبنم را
به خوبان می نماید شیوه عاشق نوازی را
فدای تیغ قاتل کرد حاتم جان شیرین را
شمارند از کرم اهل سخا دشمن نوازی را
میی امروز چون منصور بالا دست می خواهم
که گر افتم ز پا سازد سر من دار بازی را
به خون بوالهوس چندان که می خواهی توجه کن
که در روز جزا شاهد بود شمشیر غازی را
زر قلب است در دست سیه چشمان دل از صافی
نمی گیرند این سوداگران سیم گدازی را
ز دست انداز چشمش سیدا شد شهرها ویران
ز ترکان میتوان آموخت رسم ترکتازی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمایلات عشق و معصیت در زندگی اشاره دارد. شاعر با انتقاد از عشق مجازی و دل باختگی بوالهوسها، به ارزشهای واقعی و معنوی زندگی تاکید میکند. او به زیباییهای طبیعت و عظمت عشق حقیقی اشاره کرده و میگوید که این عشق باید خالص و دور از آلودگی باشد. از طرفی، نمادهای فداکاری و مهمانیهای عشق و شیدایی را میستاید و به سوگواری برای معشوق و عاشقانههای پرشور میپردازد. در نهایت، شاعر به فلسفه زندگی و آسیبهای ناشی از روابط عاشقانه ناپایدار میپردازد و به تفکر در مورد حقایق عمیقتر زندگی دعوت میکند.