شمارهٔ ۱۶۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
روزگاری شد که پشتم از غم دوران دوتاست
دوربینی می کنم اما نظر بر پشت پاست
بی رفیق امروز پای خود در این ره مانده ام
ای مسلمانان دعا سازید کارم با خداست
لنگری آورده ام امروز از میزان عدل
چون ترازو هست چشمم این زمان بر چپ و راست
می روم تنها در این ره تا چه پیش آید مرا
هر قدم اینجا دهان شیر و کام اژدهاست
منزل هر کس بود چون آب بر روی زمین
خانه من از سبکباری چو آتش در هواست
سیدا مردم چرا بر خان و مان دل بسته اند
دار دنیا پیش دار آخرت دارالفناست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به غم و تنهایی شاعر اشاره دارد که در جستجوی حقیقت و معنای زندگی است. او احساس میکند که در مسیر زندگی، تنها و بدون همراهی دیگران است و نیازمند دعا و کمک خداوند میباشد. شاعر با کنایه به میزان عدل، بین حق و باطل درمیافتد و بر این نکته تأکید دارد که خانه واقعی او در این دنیا نیست، بلکه به آخرت مربوط میشود. در نهایت، شاعر تذکری به مردم میدهد که نباید به دنیاست و باید به فکر آخرت باشند.