نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بی‌لب تو خشک دهانِ پیاله‌ها

وز دوریی تو غرقه به خون داغ لاله‌ها

خطی است آنکه بر رخ جانان دمیده است

خوبان نوشته‌اند به نامش رساله‌ها

در بزم عشق رتبه خرد و کلان یکی‌ست

طفلان برابرند به هفتادساله‌ها

ایجادیان ز خوان کریمان برند فیض

گردند سرخ‌روی ز مینا پیاله‌ها

بر چرخ فتنه‌بار نمایان ستاره نیست

سوراخ‌هاست بر بدن او ز ناله‌ها

تن‌پروران به تربیت آدم نمی‌شوند

بیهوده می‌دهند به فیلان نواله‌ها

نبود مرا سری به جوانان خردسال

دست من است و دامن هفتادساله‌ها

از کلک سیدا همه‌جا مشکبار شد

گویا بریده‌اند به ناف غزاله‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف عشق و تأثیر آن بر انسان‌ها می‌پردازد. او از بی‌لبی و خشکی لب‌ها به علت دوری معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که در بزم عشق، همه افراد، چه کوچک و چه بزرگ، برابرند. زیبایی و شگفتی‌های عشق همچون نوشته‌های خوبان به نام معشوق است که همه را درگیر کرده است. همچنین، شاعر به تضادها و مشکلاتی که افراد در عشق با آن مواجهند اشاره می‌کند و می‌گوید که تربیت صحیح و آگاهی در عشق اهمیت دارد. در نهایت، اشاره‌ای به ضیافت‌های عاشقانه و تأثیر عشق بر روح و جان انسان‌ها دارد.