شمارهٔ ۱۸۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
جلوه گر روزی که در گشن قد او می شود
سرو از خجلت خط پشت لب جو می شود
صیدگاه کیست این صحرا که من افتاده ام
حلقه های دام پای نقش آهو می شود
نکهت زلف که آوردست در گلشن نسیم
باغ را دامن پر از گلهای شب بو می شود
چهره او جان درآرد صورت دیوار را
عکس در آئینه چون طوطی سخنگو می شود
دلبر ما را اگر آرند در بازار مصر
چشم یوسف بهر سودایش ترازو می شود
ملک دل را خال رویش خواهد آتشخانه کرد
آخر این کشور خراب از دست هندو می شود
سیدا امروز معلوم شد از فانوس شمع
دل اگر روشن بود آئینه زانو می شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جلوهی معشوق خود اشاره میکند. او به توصیف لحظهای میپردازد که معشوق با زیباییاش طبیعت و اطراف را تحت تأثیر قرار میدهد. اشاره به حسرت و خجالت سرو در کنار معشوق، و همچنین به تصویر معشوق در آیینه که همچون طوطی سخنگوست، نشان از عشق و شوق شاعر دارد. همچنین، به تأثیر زیبایی معشوق بر دل و جان اشاره میشود، و به کند و کاو در احساسات مختلفی که عشق برای او به ارمغان میآورد پرداخته میشود. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشق و دلداگی او در هر شرایطی دچار تغییر میشود و به نوعی بیانگر پیچیدگیها و دردهای عشق است.