شمارهٔ ۱۸۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نگار من به دم چون مسیح می آید
رسول حق به کلام فصیح می آید
دهد با هل هوس یاد سوره اخلاص
پی ندامت مشرک صریح می آید
بگیر از سبد گلفروش لاله و گل
به دست داغ ز خوبان قبیح می آید
مرا چو دید ز دور او به زلف و کاکل گفت
که این شکسته سراپا صحیح می آید
به باغ در پی او دوش سیدا رفتم
به خنده گفت که یار ملیح می آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر، به وصف محبوبی میپردازد که با زیبایی و جذابیت خاصی ظاهر میشود. او به تشبیه محبوب به مسیح اشاره میکند و میگوید که پیامآور حق با سخنانی روشن و فصیح میآید. شاعر از طعنه و انتقاد به مشرکان سخن میگوید و به یاد سوره اخلاص اشاره میکند. همچنین از گلها و زیباییهای محبوب صحبت میکند و میگوید که او با دیدن محبوب، احساس سلامتی و شفا پیدا میکند. در آخر، شاعر به دیدار محبوب در باغ اشاره میکند که با خنده و نرمی از او استقبال میکند. این شعر پر از تصاویر زیبا و معانی عمیق عاشقانه است.