شمارهٔ ۱۹۰ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شمع ها جمله به فانوس وطن ساخته اند
بهر پروانه خود گور و کفن ساخته اند
عندلیبان دل صد پاره خود غنچه صفت
جمع آورده به یکجا و چمن ساخته اند
لاله ها دست به دامان تو آویخته اند
پیرهن بر تنت از برگ سمن ساخته اند
از تو هر جا که روی بوی چمن می آید
چشمت از نرگس و از غنچه دهن ساخته اند
از ملامت نکند اصل طمع اندیشه
دل این طایفه را روئینه تن ساخته اند
روزگارم همه عمر به سختی گذرد
استخوان را چو هما روزیی من ساخته اند
سیدا روی به روشن گهران باید کرد
طوطیان آئینه را یار سخن ساخته اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و هنر زبانی پرداخته و از نمادهای طبیعی برای توصیف عشق و جاذبههای وطن و معشوق استفاده کرده است. شاعر به تصویر کشیدن شمعها، پروانهها و گلها به عنوان نمادهایی از عشق و زیبایی پرداخته و میگوید که همه موجودات و عناصر در اطرافش به احترام و محبت به معشوق تبدیل شدهاند. همچنین به دشواریهای زندگی اشاره میکند و از امید به روزگار روشن صحبت میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که زیبایی و شور عشق در کلام و هنر نهفته است.