نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شمع بزمم از تماشای تو شاخ گل شود

مردمک در دیده پروانه ام بلبل شود

در چمن هر گه بشویی زلف عنبربوی خویش

بید مجنون در لب جود دسته سنبل شود

در جهان از همت پیران به جو راه نجات

قامت خم گشته بر دریای آتش پل شود

تیره بختان را نباشد از پریشانی گزیر

دود هم گرد سر بر گرد دو کاکل شود

میل خالش آنقدر دارد سپند شوخ من

گر در آتش برده بنشانند تخم گل شود

شد پریشان زلف گنج حسن تا بر باد رفت

می کند دیوانگی هندو اگر بی پل شود

از حواس باغبانان بس که رفتست امتیاز

بعد ازین در بوستان جغد آید و بلبل شود

سیدا بی قدر افتادست در ملک بخار

تربیت سازند او را طالب آمل شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شاعر در این شعر به زیبایی و اثرگذاری عشق و زیبایی می‌پردازد. او با تشبیهات زیبا، اشاره می‌کند که چنانچه محبوبش را ببیند، شیوهٔ زندگی‌اش به شدت تغییر خواهد کرد. زیبایی او چنان تأثیر عمیقی بر او دارد که همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ از زلف‌هایش در چمن گرفته تا آثار و نشانه‌های عشق و زیبایی در اطرافش. شاعر از عدم فرار از مشکلات و دردها صحبت می‌کند و می‌گوید که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز زیبایی می‌تواند جایگاه خود را حفظ کند. در ادامه، تأثیر منفی نادانی و بی‌عاری جامعه را بر زیبایی و عشق عنوان می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که واقعیات زندگی اجتماعی باعث شده‌اند زیبایی‌ها و استعدادهای بزرگ فراموش شوند.