شمارهٔ ۲ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خداوندا رهایی ده ز بند درد پایم را
نگه از غنچه خسبی دار باغ دلگشایم را
توانایی کرم فرما که بی امداد برخیزم
مکن محتاج بر دست کسی دیگر عصایم را
در فیض سحر خیزی مکن پوشیده بر رویم
مگردان از سخن بیگانه طبع آشنایم را
زبانم را مده در پیش اهل جود کوتاهی
مکن پنهان درون آستین دست رسایم را
کمند گردن محمل نشینان ساز طومارم
به گوش کاروان کن حلقه آواز درایم را
طمع از خوان احسان تو دارد چشم درویشم
لبالب کن ز نعمت کاسه دست گدایم را
مکن از قطع کردن مضطرب کلک سخنگویم
مده با استخوان پیوند منقار همایم را
مرا چون سیدا در بوستانها جای بلبل ده
نسیم جانفزای غنچه گل کن نوایم را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند طلب رهایی از درد و دشواریها میکند و از او میخواهد که قدرتی به او بدهد تا بدون نیاز به دیگران بر خیزد. او نمیخواهد که از فیض خداوند محروم شود و از سخنان بیگانه دور بماند. شاعر همچنین از خدا میخواهد که به او در چشیدن نعمتها و برآورده کردن نیازهایش کمک کند و او را در جمع اهل فضل و سخن قرار دهد. در نهایت، به دنبال جایی آرام و دلپذیر به مانند بلبل در باغ است تا بتواند نغمهای دلنشین سر دهد.