نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آهم امشب در چمن سرگشتگان را یاد کرد

آشیان بلبلان را آسیایی یاد کرد

آید از هر حلقه زنجیر آواز درا

بس که در کوی تو گوشم تا سحر فریاد کرد

دل درا آغاز محبت کرد کار خود تمام

طفل من در تخته خوانی خویش را استاد کرد

غنچه گل از نسیمی در گلستان تازه روست

می توان ما را به اندک التفاتی یاد کرد

از وصال شمع چون پروانه گردد کامیاب

هر که ما را از برای سوختن امداد کرد

گردش دوران کند خاکش به سر چون گردباد

هر که اینجا تکیه بر دیوار بی بنیاد کرد

مرغ کاهل طبعم از دام فلک بیرون نرفت

عمر خود را صرف آب و دانه صیاد کرد

عشق او ای سیدا دل را به درد غم سپرد

این ستمگر ملک خود را وقف بر اولاد کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احوالات عاشقانه و احساسات عمیق خود می‌پردازد. او از یاد کردن دل‌تنگی‌ها و عشق‌های ناکام صحبت می‌کند و به زیبایی‌های طبیعت و عشق به محبوب اشاره می‌کند. همچنین به تاثیرات جذب و جدایی در زندگی‌اش اشاره می‌کند و از درد و غم ناشی از عشق سخن می‌گوید. او نارضایتی از وضعیت زندگی و گذر زمان را نیز بیان می‌کند و در نهایت به احساس تسلیم و وفاداری به معشوق خود اشاره دارد. شعر ترکیبی از تصاویری زیبا و احساسات عمیق است که نشان‌دهنده‌ عمق عشق و رنج‌های ناشی از آن است.