شمارهٔ ۲۲۱ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چمن از رنگ و بو چون شد تهی بلبل فنا گردد
سرایی را که جود از وی رود ماتم سرا گردد
به احسان می توان تسخیر کردن خصم بد خو را
سگ بیگانه چون بیند مروت آشنا گردد
پر پروانه گردد بال عنقا خود نمایی را
نهال شعله از گردنکشی محو هوا گردد
تهیدستی به اهل عزت آخر آورد خواری
چو نی شکر شود از مغز خالی بوریا گردد
شود حرص ز دولت مانده افزون در علمداری
چو بیماری که صحت یافت صاحب اشتها گردد
اگر دیوار را امروز با خود متکا سازی
در تعظیم چون محراب بر روی تو وا گردد
جبین چون گل اگر صیقل دهی از چین ناکامی
به هر منزل کنی آرام باغ دلگشا گردد
چراغم روغن گل می کند سیلاب کلفت را
نمک در چشم داغم هر که ریزد توتیا گردد
سبک بنیادم و از سایه بر خود پشتبان دارم
گل تصویر را دیوار کاغذ متکا گردد
پر تیرت اگر بر استخوانم سایه اندازد
شود سبز و عصای شهپر بال هما گردد
فلک از بهر روزی آنقدر سرگشته ام دارد
اگر بر سر نهم دستار سنگ آسیا گردد
نباشد سیدا بر آستان ناله محرومی
به این در هر که آرد التجا حاجت روا گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به مضمونهای عشق، عشق ورزیدن و تاثیر احسان و محبت بر دنیای انسانها میپردازد. شاعر به ارتباط بین زیبایی و محبت، دوران سختی و امید، و همچنین به اوضاع اجتماعی و اقتصادی اشاره میکند. او از چمن و بلبل، دیوار و محراب، و دیگر نمادهای طبیعت و زندگی برای بیان احساسات و تجارب انسانی استفاده میکند. در نهایت، شاعر بر اهمیت امید و دعا تأکید میکند و بر این باور است که اگر در سختیها به درگاه خداوند روی آوریم، حاجتها برآورده خواهد شد.