شمارهٔ ۲۲۷ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
غنچهام خوبان غم خود دلنشینم کردهاند
صندل درد سر از چین جبینم کردهاند
نام من پروانهها در انجمنها بردهاند
شمعها روشن ز آه آتشینم کردهاند
در دل من آه آتشبار را نبود اثر
برق را پامال دست خوشهچینم کردهاند
گرچه عریانم گریبان کسی نگرفتهام
دست را کوتاهتر از آستینم کردهاند
نامدارم لیک عمر من به تلخی بگذرد
ز هر جای موم در زیر نگینم کردهاند
سیدا خوبان گره از کار من نکشودهاند
گرچه چون بند قبا پهلونشینم کردهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از یک عاشق بیانگر احساسات عمیق و غمناک اوست. او توضیح میدهد که عاشقانه و دلنشین است، اما در عین حال غم و درد به او سایه افکندهاند. او به نامش در جمع شاعران اشاره میکند و اینکه عشقش باعث روشنایی دل او شده، هرچند که او همچنان در عذاب است. دل او پر از آتش و آرزوست اما تاثیری بر روی آن ندارد. او به رغم عریانی و عدم داشتن دردی برای دیگران، از دیگران کمک دریافت نکرده و در نهایت به تلخی عمرش اشاره میکند. در پایان، او توصیف میکند که در حالی که به نظر مشهور میرسد، اما از درد و رنج رهایی نیافته است.