نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۶ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شعله خوبانی که هر یک آفت پروانه‌اند

پیش شمع روی او چون شمع ماتم‌خانه‌اند

عشقبازان مو به مو دانند حال تیره‌ام

سینه‌چاکان روشناس زلف همچون شانه‌اند

دست اگر یابند به چشمان یکدگر را می‌خورند

اهل عالم صورت دیوار را همخانه‌اند

غافلان را می‌برد از جای اندک وسوسه

سر به بالین ماندگان محتاج یک افسانه‌اند

بی‌خودند از یاد محشر سیدا فرزانگان

عاقلان در فکر کار خویشتن دیوانه‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای عاشقان و غافلان می‌پردازد. شاعر از شعله‌های عشق که مانند پروانه به دور شمع می‌چرخند، سخن می‌گوید و به تیره‌دلی و درد درونی عاشقان اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که عاشقان به خوبی حال یکدیگر را درک می‌کنند و در عشق خود غرق شده‌اند. غافلان، با وجود اینکه در دنیا زندگی می‌کنند، از حقیقت و عمق وجود غافلند و تنها به افسانه‌ها نیاز دارند. در پایان، شاعر به دیوانگی عاقلان اشاره می‌کند که در فکر خود غرق‌اند و از یاد آنچه مهم است غافل‌اند.