نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می شود هنگام پیری موی چون عنبر سفید

این بیابان می شود زین برف سرتاسر سفید

بس که شب تا روز می سوزم به یاد قد دوست

استخوان گشت همچون شمع در پیکر سفید

کرده خورشید فلک از کهکشان بر کف عصا

می رود در کوی او همچون گدای سر سفید

عمرها بر آستانش سر نهادم سیدا

خانه ام یک ره نشد از روی آن دلبر سفید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به پیری و تغییرات آن اشاره می‌کند و از سفیدی موی خود به مانند عنبر سخن می‌گوید. او از تنهایی و دردهای ناشی از یاد معشوق صحبت می‌کند و حسرتِ گذشته و نزدیکی به آن معشوق را احساس می‌کند. به نوعی، شاعر زندگی خود را در حسرت دیدار آن دلبر سفید توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که تمام عمرش را به یاد او گذرانده است.