شمارهٔ ۲۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کوه پهلو بر زمین ماند ز بار درد ما
چرخ را سازد مشبک تیر آه سرد ما
کهربا خود را نهان سازد به زیر برگ کاه
گر بگیرد پرده از رخسار رنگ زرد ما
فوطه زاری شود در باغ طوق قمریان
گر رود سوی گلستان سرو یکتا گرد ما
هستی ما خاکساران را شود اسباب عیش
روشن است امروز چشم گردباد از گرد ما
شیوه چرخ ستمگر دایما عاجز کشیست
الحذر ای دوستان از دشمن نامرد ما
سیدا ما را نباشد تحفه یی غیر از نیاز
دست وایی ما بود امروز راه آورد ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان احساسات درد و رنج خود میپردازد و تعبیراتی از طبیعت و زندگی روزمره را برای بیان این احساسات به کار میبرد. او از کوه و چرخ (نشانهگر سرنوشت) صحبت میکند و به بار سنگین غمها اشاره میکند. شاعر از انرژی و زیبایی طبیعت میگوید که میتواند به تسکین آلام کمک کند، اما همچنین به ظلم و ستم در زندگی اشاره دارد و از دوستانش میخواهد که مراقب دشمنان ناپاک باشند. در نهایت، او به نیاز و درخواست خود اشاره میکند و بیان میکند که در این سختیها تنها چیزی که میخواهد، یاری و همراهی دوستانش است.