نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۲ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رخت هستی دل سوی آن جامه‌گلگون می‌کشد

بخت یاری می‌نماید یا مرا خون می‌کشد

بنگر از خورشید عالم‌تاب عاشق‌پروری

چشم واناکرده شبنم را به گردون می‌کشد

حسن را گر سد ره نبود نگهبان حیا

ناقه هر شب محمل لیلی به مجنون می‌کشد

از خیال باده فارغ نیست یک دم میْ‌پرست

فکر ما را سوی آن لب‌های میگون می‌کشد

هر پریشانی که با کس رو نماید از خود است

گوشمالی‌ها ز دست خویش قانون می‌کشد

عاشق مفلس ندارد قدر پیش گل‌رخان

از چمن خود را نسیم صبح بیرون می‌کشد

عشق هرجا کاسه در گردش درآرد سیدا

از دل خم جای می عقل فلاطون می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی است و به کشش دل و عشق اشاره دارد. شاعر می‌گوید که وجود انسان به سمت زیبایی و عشق کشیده می‌شود و بخت یا او را یاری می‌کند یا به عذاب می‌اندازد. او به نور خورشید و محبت اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی و عشق همیشه وجود دارد و حتی در شرایط سخت نیز دل به آن‌ها می‌سپارد. در نهایت، اشاره می‌کند که عشق و احساسات انسان‌ها بر رفتارها و تصمیماتشان تأثیر می‌گذارد. در کل، این شعر جهانی از عشق، زیبایی و چالش‌های انسانی را ترسیم می‌کند.