شمارهٔ ۲۴۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
داغ را دل در کنار خویشتن می پرورد
دانه ما برق را در پیرهن می پرورد
مرده پروانه را فانوس می دارد نگاه
کشته آتش عذاران را کفن می پرورد
در چمن تا بردن نامش اجازت داده اند
غنچه عمری شد زبان را در دهن می پرورد
می کشد رخت امت باز در برج هلال
در سفر هر کس که همچون ماه تن می پرورد
حسن را با عشق مهجور مهر دیگر است
خویش را شیرین برای کوهکن می پرورد
از هجوم آشیان قمریان یابد شکست
باغبان سروی که بیرون از چمن می پرورد
می شود در یک سفر چون ماه کنعان نامدار
هر که همچون لعل خود را در وطن می پرورد
سیدا بر سر نمایان جا نمودم خامه را
سر به پایش می نهم هر کس سخن می پرورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی و ارتباطات عاطفی میپردازد. شاعر از داغ و درد ناشی از عشق و جدایی سخن میگوید و به زیباییهای عشق و وفاداری اشاره میکند. او میگوید که دلبستگی و خاطرات خوش را در دل نگه میدارد و تلاش میکند تا این احساسات را زنده نگه دارد. همچنین، از تأثیرات عشق بر زندگی و هویت فردی صحبت میکند و به تأثیرات طبیعی و زیباییهای جهان پیرامون نیز اشاره میکند. در نهایت، شاعر به عزت و عظمت عشق و وفاداری تأکید میکند و این احساسات را با تصویرهای زیبا و مبتکرانه به تصویر میکشد.