شمارهٔ ۲۵۲ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
عالم به چشم مستان چون آب می نماید
این شوره زار در شب مهتاب می نماید
موی سفید پیران شد تازیانه عمر
بحر از تحرک موج سیماب می نماید
هر کاسه حبابی در بحر ناخدایست
در چشم ناشناور گرداب می نماید
درویش پادشاهی دارد به کلبه خویش
غم بر دل گدایان اسباب می نماید
از عشق غیر نامی در هیچ دل نمانده
این شیر آدمی خوار در خواب می نماید
از اشک زاد راهی بر خویش کن مهیا
دامان این بیابان بی آب می نماید
خطت چو اهل محشر برداشت سر ز بالین
چشمت هنوز خود را در خواب می نماید
هر کس که ابرویت دید آورد سجده شکر
تیغ تو در نظرها محراب می نماید
پهلو به داغ هجران چون سیدا نهادم
در چشم بی بصیرت سنجاب می نماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و مفهوم عمیق عشق و زندگی اشاره دارد. شاعر به تشبیه عالم و دنیا به آب مستانه پرداخته و میگوید که واقعیتها در نگاه انسانها بسیار متفاوت و پیچیده به نظر میرسد. تصاویری از گذر زمان، پیر شدن و تأثیر آن بر زندگی نیز وجود دارد. عشق و احساسی که در دلها شکل میگیرد و غم و خوشیهایی که بر زندگی سایه میاندازند، از مضامین دیگر شعر هستند. شاعر به توصیف حالاتی میپردازد که در آن، دنیای مادی و معنوی در هم تنیدهاند و احساسات عمیق انسانی به تصویر کشیده میشوند. در نهایت، اشاره به زیباییهای ظاهری، صفای دل و جستجوی حقیقت، ابعاد مختلف زندگی انسان را بررسی میکند.