نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۳ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بهند غصه منعم عاقبت محبوس می گردد

پر طاووس آخر دشمن طاووس می گردد

نمانده بر جبین از بس حیایی پرده پوشان را

گرفته شمع را در انجمن فانوس می گردد

مگر بربسته اند اهل کرم درهای احسان را

گدا از آستان منعمان مأیوس می گردد

مکن ای شمع در هر بزم حال خویش را روشن

که پیش عاشقان پروانه بی ناموس می گردد

چو مور لنگ هرگز بهر خوردن نان نمی یابد

در این ایام هر کس از پی ناموس می گردد

نباشد سیدا شبها به چشمم خواب آسایش

سرم در جستجوی یار چون فانوس می گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به حالتی از ناامیدی و غم اشاره می‌کند که در زندگی به وجود آمده است. او به شخصیت‌هایی مثل طاووس و شمع اشاره می‌کند و می‌گوید که در نهایت، هر چیزی که به زیبایی و خوشی می‌رسد، ممکن است به زحمت تبدیل شود. آدم‌ها به دنبال ناموس و انصاف در جامعه‌ای هستند که این ارزش‌ها کمیاب شده و گداها دیگر امیدی به درهای احسان ندارند. شاعر همچنین بیان می‌کند که او در جستجوی یار و عشق خود است و در این مسیر مثل پروانه‌ای بی‌ناموس، خود را در معرض خطر قرار می‌دهد. بی‌خوابی و بی‌قراری او به دلیل غیبت یار و ناکامی‌هاست و همواره در جستجوی امید و عشق زندگی می‌کند.