شمارهٔ ۲۷۱ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دور از آن مژگان مرا دل سوی خنجر می رود
از سر آن کو اگر پا می کشم سر می رود
مال منعم می شود آخر نصیب دیگری
هر چه در مینا بود در کام ساغر می شود
بی پدر فرزند پامال ملامت می شود
چون صدف بشکست آب از روی گوهر می رود
هر که اینجا داغ شد از عشق فردا چون سپند
پای کوبان پیش پیش اهل محشر می رود
اعتمادی نیست بر اخوان دوران سیدا
ماه کنعان در چه از دست برادر می رود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و دردناک شاعر اشاره دارد. شاعر از دوری محبوب و غم ناشی از آن سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه عشق و فقدان باعث رنج و عذاب او شده است. او به ناامیدی و پوچی زندگی اشاره میکند و بیان میدارد که حتی مالی که به دست میآید، در نهایت نصیب دیگری میشود. همچنین، شاعر از عواقب عشق و داغی که بر دل میگذارد سخن میگوید و به بیاعتمادی نسبت به دوستان و نزدیکان اشاره میکند، به ویژه در جهانی که وفا و صداقت کمتر دیده میشود. در نهایت، شاعر به ضربهای که از نزدیکان میخورد و به نوعی فقدان اعتماد اشاره میکند.