شمارهٔ ۲۷۲ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نگه مست تو خون دل احباب خورد
تیغ بیداد تو از فرق اجل آب خورد
از جهان گم شده مهر پدر و فرزندی
ور نه دستم ز چه داری سر سهراب خورد
قطره می سر منصور برآورد به دار
وای آنکس که همه عمر می ناب خورد
هر که با دشمنی خلق روان است چو بحر
زود باشد که سر خویش چو گرداب خورد
سیدا پیچش آن زلف به آن رخ ز چه روست
موی بر شعله آتش چو فتد تاب خورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و رنج ناشی از فراق و بیمهری میپردازد. شاعر به توصیف احساسات شدید خود نسبت به عزیزانش میپردازد و به تلخیِ زندگی و ظلمی که بر او رفته، اشاره میکند. او از اشتباهات انسانی و تاثیرات منفی دشمنیها بر روابط سخن میگوید و در نهایت، زیبایی و جذابیت را در وجود محبوب خود میبیند، به طوری که موی او را نیز به شعله آتش تشبیه میکند که نشاندهنده شدت عشق و جذابیتش است.