شمارهٔ ۲۷۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مرغ دلم چو ناله کشیدن هوس کند
چون غنچه عندلیب نفس در قفس کند
ظالم به جستجوی ضعیفان بود مدام
آتش همیشه آرزوی خار و خس کند
چون گردباد هستی خود را دهد به باد
سرگشته طالعی که بلندی هوس کند
شبها به بار قافله زر بانگ می زند
روشن چراغ راهزنان را جرس کند
مرغ کباب روزیی صاحب تردد است
در خانه عنکبوت شکار مگس کند
پروانه را سزاست که دوران کند هلاک
خود را چرا به شعله کسی همنفس کند
انگشت خود به خانه زنبور می نهد
هر کس که در جهان شکرستان هوس کند
مست حمایتی نگریزد ز محتسب
دزد دلیرخانه به چشم عسس کند
پیران سالخورده سخن پخته می کنند
شاخ نهال میوه خود نیمرس کند
بردم به خانه دلبر خود را به زور آه
خورشید کی علاج کمند نفس کند
دل را مکن اسیر غم و درد سیدا
شبها ز را ندیده کسی در قفس کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حسرت و آرزوها پرداخته و به تضادهایی چون ظلم و مظلومیت، عشق و جدایی، و تنهایی انسان در زندگی اشاره میکند. شاعر با استفاده از نمادهایی مانند "مرغ دل"، "غنچه"، "عندلیب"، و "پروانه" به بیان احساسات عمیق خود میپردازد. او از جستجوی مداوم ظلم و ستم، آتش آرزوها، و خطراتی که انسان با آن روبرو است سخن میگوید. همچنین احساس تنهایی و غم را در زندگی نشان میدهد و انسان را به دوری از غم و درد دعوت میکند. شعر به نوعی بیانگر ناامیدی و دلهره موجود در زندگی آدمی است.