شمارهٔ ۲۸۱ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو بیرون از چمن آن سرو یکتا گرد می آید
به دامن گیریی او بوی گل چون گرد می آید
چو دزدان کرده خود را شمع در فانوس زندانی
مگر در بزم رندان آن مه شبگرد می آید
به احسان داد حاتم دشمن خود را سرافرازی
به خصم خود مروت ساختن از مرد می آید
کدامین غنچه در گلزار می سازد مسیحای
که از گلهای باغ امروز بوی درد می آید
نگه از گوشه چشمان او مستانه می خیزد
برای پرسش دلهای غم پرورد می آید
خزان آورده در صحن چمن پیغام نومیدی
نسیم از بوستان بیرون به آه سرد می آید
بکش پای از طمع ای سیدا با کهربا بنگر
که در پیش پر کاهی به رنگ زرد می آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تشبیهاتی زیبا و عاطفی میپردازد. او از سرو یکتایی در چمن صحبت میکند که با بوی گل میآید و به تصویر کشیدن زیباییها اشاره دارد. سپس به مسایل عشق و محبت اشاره میکند و از مروت و احسان صحبت میکند. شاعر نگران درد و ناامیدی موجود در زندگی انسانهاست و به تیرهروزیهایی که از خزان میآید اشاره میکند. در نهایت، او از شنونده میخواهد که از طمع و دنیاپرستی دوری کند و به زیباییهای حقیقی و ارزشهای درونی توجه کند.