نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نیست آزار کسی در دل غم پیشه ما

جوی شیر است روان از دهن شیشه ما

خسرو عشق اگر بر سر انصاف آید

خون فرهاد ز شیرین طلبد تیشه ما

ما نهالیم که پرورده باغ دگریم

شاخ ما سبز شود پیشتر از ریشه ما

موج را بحر خطرناک بود تخته مشق

هر کجا تیغ بود پا نهد اندیشه ما

بر سر خامه نهی تیغ نگردد ز زبان

تندخویی نتوان کرد به همپیشه ما

سیدا پیکر ما سوخت سراپای ز داغ

آتش افتاد به یکبار در این بیشه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها بیانگر احساسات عمیق و پیچیده‌ای درباره عشق، درد و دلتنگی هستند. شاعر به مضمونی از عشق و غم اشاره دارد و می‌گوید که در دل خود هیچ آزار و اذیتی برای دیگران ندارد. او شعر را به جوی شیر تشبیه می‌کند که از دهن شیشه می‌گذرد، نماد لطافت و زیبایی. همچنین به عشق خسرو و فرهاد اشاره می‌کند و جنگ و جدال‌های عشق را به تصویر می‌کشد. شاعر خود را همانند نهالی می‌داند که در باغی غیر از خود پرورش یافته و به طبع دچار مشکلات و ناملایمات است. او از چالش‌ها و خطراتی که در زندگی وجود دارد سخن می‌گوید و به خامی انسان و تندخویی او اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از سوختن خود در آتش عشق و غم سخن می‌گوید که همه وجودش را فرا گرفته است.