شمارهٔ ۳۲ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قبا کشیده به بر قامت بلند تو را
شکر گرفته در آغوش نوشخند تو را
هلال تا به رکاب تو سر نهد چون نعل
هزار بار ببوسد سم سمند تو را
دلم شکسته و عمریست آرزو دارد
هوای سنبل زلف شکسته بند تو را
به حال خسته خود این همه تغافل چیست
فراق زیر و زبر کرده دردمند تو را
چو سیدا نبود ساده لوح در ره عشق
نشان لطف گمان کرده زهرخند تو را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در وصف عشق و زیبایی معشوق سروده شده است. شاعر از زیبایی قامت بلند معشوق و آغوش دلنشین او صحبت میکند و به طور استعاری به چگونگی عشق و وابستگی دلش به او اشاره میکند. او احساسات شکسته و yearning (آرزو) خود را برای زلفهای معشوق ابراز کرده و به رنجی که در نتیجه جدایی تجربه کرده، اشاره میکند. در نهایت، شاعر نقدی بر سادگی و خامی در عشق میزند و میگوید که محبت و عشق واقعی نباید با فریب یا زهرخند همراه باشد.