شمارهٔ ۳۰۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید
نور چشم خود چو شبنم طرف روی گل کنید
بر در گلزار گلچینان هجوم آورده اند
خار دیوار چمن گل کرده فکر مل کنید
روی باغ از سبزه و سنبل مزلف کشته است
وقت آن آمد فراموش از خط و کاکل کنید
بید مجنون مو پریشان کرده چون دیوانگان
زلف لیلی را به دل چون طره سنبل کنید
ارغوان زاریست مژگانهای من ای عاشقان
سوی من بیند و سیر کشور کابل کنید
ناله عاشق نسیم صبح باغ دلگشاست
در چمن ای غنچه ها دل پرستی بلبل کنید
قامت پیران بود سد ره موج خطر
خواب آسایش به زیر سایه این پل کنید
تا نگردد باغبانان را خبر ای سیدا
سیر باغ آرزو پنهان چو بوی گل کنید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به استقبال بهار و زیباییهای آن پرداخته است. شاعر از خواننده خواسته تا با آمدن بهار و گلها، به زیباییها توجه کند و لحظاتی را فراموشی از دغدغههای زندگی را تجربه کند. او به توصیف طبیعت و گلزارها میپردازد و عشق و زیبایی را در کنار دلتنگی و آرزوهای عاشقانه بیان میکند. شاعر همچنین به اهمیت لحظات خوش زندگی و یادی از زندگی پرشور در طبیعت اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که از این زیباییها بهرهبرداری کند.