شمارهٔ ۳۱۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز موج اشک آخر پای در زنجیر خواهم شد
اگر اینست دوران در جوانی پیر خواهم شد
به تهمت بند می سازی اکثر نامرادان را
به خون کوهکن دنبال جوی شیر خواهم شد
قد خود چون کمان بر هر دری تا کی کنم حلقه
گریزان بعد از این از مردمان چون شیر خواهم شد
به گردن دست بیعت دادم و افسرده برگشتم
اگر پیر و مریدی این بود بی پیر خواهم شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از احساساتی عمیق و دردناک صحبت میکند. او دربارهی اشکها و زنجیرهای زندانی که به دورش است، ابراز ناامیدی میکند و میگوید که در جوانی به پیری خواهد رسید. از تهمتهایی که به دیگران میزنند صحبت میکند و بر این باور است که برای به دست آوردن آرامش، باید از مردم دوری کند. همچنین از بیعتی که با دیگران داشته صحبت میکند و به این نتیجه میرسد که اگر این حال و روز باشد، بهتر است به تنهایی زندگی کند و هیچ رهبری نداشته باشد.