شمارهٔ ۳۳ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چه باشد گر بگیری دست چون من ناتوانی را
پری همچون کمان در خانه بی نام و نشانی را
چمن مانند داغ لاله در گرداب خون افتد
اگر گویم به بلبل از جدایی داستانی را
چه سرها مانده ام چون مهر و مه در کوچه خواری
به خود تا دوست گردانیده ام نامهربانی را
ز شوخی تیر آغوش کمان را می کند خالی
به زور آورده نتوان در بغل سرو روانی را
سزای تست ای پروانه دلسوزی و محرومی
به مغز جان چرا پروردهای آتشزبانی را
مپرس ای باغبان امروز از خاموشی بلبل
منه انگشت بر لب همچو گل بر خون دهانی را
ندیدم سیدا از نوخطان روی وفاداری
بده یارب به این بلبل بهار بی خزانی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد جدایی و ناتوانی خود سخن میگوید و احساساتی مانند غم، تنهایی و عشق را به تصویر میکشد. او از بلبل و پروانه یاد میکند که نماد عشق و احساسات هستند و به وضعیت خود و دیگران در عشق و محرومیت اشاره دارد. شاعر نگرانی و اندوه خود را در مورد وفاداری و بیوفایی در روابط بیان میکند و در نهایت از خداوند میخواهد که به بلبل (نماد عشق و امید) آرامش و بهاری بدون غم عطا کند. شعر به نوعی نشاندهندهی رنج ناشی از جدایی و longing برای وصال است.