نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۰ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سبزه خط بخشد از لعل لب او جان به ابر

می دهد این خضر آب از چشمه حیوان به ابر

کشت ما بی حاصلان از تشنگی لب خشک ماند

گوشه چشمی نما ای دیده گریان به ابر

جود ذاتی بس که از اهل مروت برده اند

می ستاند گردم آبی دهد عمان به ابر

کشت زار عالم از چشم تر ما خرم است

در زمان ما ندارد حاجتی دهقان به ابر

آستین از گریه من حلقه گرداب شد

می شود دریا چو بگذارد کسی دامان به ابر

سد راهم آن سر کو گر نگردد سیدا

موج اشکم می رساند تیغ چون توفان به ابر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و جاذبه لب‌های معشوق و تأثیر آن بر زندگی و طبیعت سخن می‌گوید. او به ارتباط بین عشق و زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که چشمه حیات از عشق سرچشمه می‌گیرد. در عین حال، شاعر از تشنگی و بی‌محصولی زراعت خود ناله می‌کند و خواستار نگاهی از معشوق است. اشک‌های او تبدیل به دریا می‌شوند و نشان از غم و اندوهی عمیق دارند. در نهایت، او به موانع و دشواری‌های پیش روی خود اشاره می‌کند که با وجود بدبختی، همچنان در پی وصال و عشق است. این شعر ترکیبی از عشق، بی‌پناهی و انتظار است.