نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا بر سر کلاه از سایه بال هما بهتر

ز فرش مخملم در زیر پهلو بوریا بهتر

بود زنجیرها بر در ز چین جبهه حاجب

ز قصر زرنگار شاه مأوای گدا بهتر

قدم خم گشته را جز راستی نبود مددکاری

ز همراهان تو را در موسم پیری عصا بهتر

به دولتخانه اهل کرم ره نیست سایل را

از این درها دهان شیر و کام اژدها بهتر

چو میل سرمه آه سینه دل را می کند روشن

غبار خانه صاحب خانه را از توتیا بهتر

نمی بیند جبین گوشه گیران روی درد سر

بود خشت در غمخانه از دارالشفا بهتر

ز آب گوهر دریا دلان لب تر نمی گردد

از این گلشن سرایان تشنه را ماتم سرا بهتر

به اهل فضل هرگز نیست دنیا جوی را کاری

به چشم این خسیسان از زمرد کهربا بهتر

مروت بیش از بالانشین پایان نشین دارد

مرا از گردش افلاک سنگ آسیا بهتر

سخن را نیست پیش اهل دنیا سیدا قدری

به این ناآشنا طبعان نبودن آشنا بهتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مقایسه‌ و تضادهایی می‌پردازد که نشان‌دهنده ارزش واقعی چیزهاست. او می‌گوید سایه یک بال هما (پرنده‌ای افسانه‌ای) از کلاه بر سر بهتر است و فرش مخملی بر زیر پهلو از بوریا اهمیت بیشتری دارد. همچنین قصرهای زرین شاهان به مأوای گدا نمی‌رسد و درختان خالی از میوه، ثمره‌اش از غم و درد بهتر است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که راستی و صداقت بهترین یاری در پیری است و در دنیای مادی، دست‌رسی به گستاخی و مروت بالانشینان، بهتر از زحمت‌های ناتمام گدایان است. او همچنین به ناکافی بودن مال و ثروت دنیوی در برابر ارزش‌های معنوی و روحانی توجه دارد و می‌گوید که فضیلت‌های انسانی نسبت به دنیای مادی اولویت دارد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که گفتگو و درک در میان مردم کوته‌نظر کمتر ارزش دارد و این بهتر است که انسان با کسانی که آشنایی ندارند، نزدیک نشود.