شمارهٔ ۳۲۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
صد بیابان طی شد و از کاروان دورم هنوز
کشتی توفانی دریای پرشورم هنوز
بزم آخر گشت و دوران باده چندانی ندارد
شد تهی میخانه افلاک و مخمورم هنوز
پرتو خورشیدم و دارم هوای کوی دوست
عالم از من روشن است و طالب نورم هنوز
از توکل روزیم هر روز می گردد زیاد
خوشه چین خرمن ایام چون مورم هنوز
گنج در ویرانه بانگ خیر مقدم می زند
منزل من خانه جغد است معمورم هنوز
آمدی و خون عرق کردم ز بالینم مرو
بر سر من ساعتی بنشین که رنجورم هنوز
ناوکت را می کشم خواهی نخواهی برکنار
چون کمان در خانه بازو بود زورم هنوز
مدتی شد ساغرم را کرده دوران سرنگون
در شکست کاسه چینی و فغفورم هنوز
سیدا یا آنکه دوران تلخ کامم کرده است
می خلد چون نیش بر تن نوش زنبورم هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به دوری از محبوب و سختیهای زندگی اشاره میکند. او پس از عبور از صحرای بیپایان و دور شدن از کاروان زندگی، هنوز در حس تنهایی و اندوه به سر میبرد. میخانهای که به معنای شادی و بادهنوشی است، خالی شده و او هنوز مست درد و غم خود است. با وجود نور و روشنی که از خورشید میگیرد، دلش شاد نیست و به کوی محبوب خود yearning دارد. او به روزهای سخت گذشته اشاره میکند و اینکه در این دوره سخت، هنوز امید به زندگی و نور دارد. در نهایت، شاعر از رنجها و مشقات خود میگوید و میخواهد لحظاتی با محبوب بماند تا کمی از دردهایش کاسته شود. در مجموع، این شعر ترکیبی از حسرت، امید، و تنهایی است.