شمارهٔ ۳۵۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روزی که صبح حشر کند رو به یک طرف
گردد بهشت یک طرف آنکو به یک طرف
سنجند اگر به روز قیامت گناه من
افتد ز بار جم ترازو به یک طرف
شوق تو مست کرده چنان اهل باغ را
افتاده گل به یک طرف و بو به یک طرف
چون شانه پاره پاره دلم گر شود رواست
خط یک طرف کشیده و گیسو به یک طرف
چشمی که چون نگاه به هر سو می دوید
امروز کرده گوشه ابرو به یک طرف
چون سیدا اگر چه بهر سوی می تپم
آخر نهم ز درد تو پهلو به یک طرف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حسرت و عشق عمیق شاعر میپردازد. شاعر در روز قیامت به جستجوی تقصیرات خویش میپردازد و نگران است که گناهانش بر کفه ترازوی اعمال سنگینی کند. او به زیبایی باغ و شوقی که از عشق معشوق دارد اشاره میکند، جایی که گلها و عطرها در دو سمت دچار افتادگی شدهاند. دل شاعر همچون شانهای پاره شده، و در تناقضی ظریف، گیسوی معشوق و خط او در دو سمت مجزا قرار دارد. همچنین، چشمان شاعر که به هر سو مینگرد، اکنون گوشه ابروی معشوق را نشانه گرفته است. در نهایت، با وجود تپش دل برای معشوق، شاعر به درد و غم عاشقانهاش اشاره میکند که کمرنگ کردن این درد ممکن نیست.