شمارهٔ ۳۵۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شهر و صحرا درگرفت از آتش رخسار گل
عندلیبان سوختند از گرمی بازار گل
بعد از این گلهای بیخار از چمن خواهد شکفت
بس که شد پامال از جوش تماشا خار گل
غنچه همچون ساقیان مینای پر می در بغل
می دهد باد از صراحی خنده سرشار گل
می کند پردازگر آئینه ها را روشناس
در حقیقت گل فروشانند خدمتگار گل
سیدا در صحبت منعم نباشد بهره یی
باغبان را نیست سودی از زر بسیار گل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با توصیف زیباییهای گل و تأثیر آن بر احساسات و محیط پیرامون اقدام به نشان دادن رابطه عاطفی انسان با گلها میکند. شاعر به آتشین بودن و شور و شوق درون گلها اشاره میکند و به سوختن عندلیبان در اثر زیبایی و گرمی گلها میپردازد. او دربارهی گلهای بیخودی که از زمین میرویند، صحبت میکند و به تاثیر منفی تماشا و تحسین گل بر آنها اشاره دارد. همچنین، به حالت غنچهها و شکوفایی آنها با تشبیه به ساقیهای پر شراب میپردازد و نقش گلفروشان را در زیبایی و بهرهمندی از گلها نشان میدهد. در نهایت، به این نکته میرسد که باغبان به رغم زحماتش، از زر و ثروت بهرهای نمیبرد.