نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۵ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

موج جوهر شوم از تیغ زبانت گردم

چون خط پشت لب از گرد دهانت گردم

از خجالت نتوانم به تو نزدیک شدن

چون تهیدست بر اطراف دکانت گردم

گر نشینی به چنین پای تو را بوسه زنم

در خرامی ز سر سرو روانت گردم

به سر خود دهن تلخ مرا شیرین کن

تا به کی از سر انگور کشانت کردم

بر کمر تیغ پی کشتنم آویخته یی

پا ز سر کرده ز شمشیر میانت گردم

گوشه ابرو و مژگان تو را بنده شوم

جان سپر ساخته از تیر و کمانت گردم

سیدا را جگر ریش به ناصور رساند

از خط پشت لب مشک فشانت گردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و اشتیاق شاعر به معشوق است. شاعر از درد و رنجی که به خاطر فاصله و عدم دسترسی به معشوقش متحمل می‌شود، می‌گوید. او تشبیهاتی زیبا به کار می‌برد تا عمق احساساتش را به تصویر بکشد، مانند اینکه مانند دختری با زبان تیز و سوزان در پی عشقش است. شاعر از حس خجالت و ناتوانی در نزدیک شدن به معشوقش سخن می‌گوید و در عین حال، آمادگی خود را برای قربانی شدن در راه عشق ابراز می‌کند. تمایلات و آرزوهایش برای نزدیکی به محبوب و شیرین کردن رابطه‌شان نیز در این شعر مشهود است.