شمارهٔ ۳۸۳ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا به کوی آن نگار سیمبر جا کرده ام
خانه یی از سیم بهر خویش برپا کرده ام
از برای سیم دنیا پا در این ره مانده ام
شهر و صحرا از نسیم اشک دریا کرده ام
تا نریزد آبروی لنگر من بر زمین
از چپ و از راست آغوش نظر واکرده ام
چون سپند روی آتش هست کارم جست و خیز
در عجایب منزلی امروز مأوا کرده ام
همچو تار سیم هر دم می خورم صد پیچ و تاب
سیدا تا دار دنیا را تماشا کرده ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید. او به خاطر محبوبش خانهای از سیم ساخته و تمام زندگیاش را برای او وقف کرده است. احساساتی چون اشک و دلتنگی او را در شهر و دشت درگیر کرده است. او برای حفظ آبروی خود، به هر طرف نگریسته و همواره در تلاش است. در این مسیر، زندگیاش پر از پیچیدگی و تغییر بوده و در نهایت به درک زیباییهای زندگی دست یافته است.