شمارهٔ ۳۹۰ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم
برق هر جا خانه روشن کرد منزل می کنم
مرغ دور از آشیانم از تپیدن مانده ام
خواب آسایش به زیر تیغ قاتل می کنم
مرده خود را به پای شمع امشب دیده ام
خویش را در مشهد پروانه بسمل می کنم
می نهم چون آسیا در دامن اهل طلب
هر چه از سرگشتگی امروز حاصل می کنم
می خورم از عکس خود بر چهره چندین پشت دست
تا به آن آئینه رو خود را مقابل می کنم
بر تن خود جامه فتح از فلک دارم امید
ساده لوحم دست بر دامان سایل می کنم
سیدا گوهر اگر در بحر تکلیفم کند
بوسه ها چون موج از لبهای ساحل می کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق شاعر در مورد عشق، درد و تنهایی اشاره دارد. شاعر از داغ دل و بیخانمانی خود سخن میگوید و به جستجوی روشنایی و آرامش در زندگی میپردازد. او خود را مانند پرندهای دور از آشیان حس میکند و خواب آسایشش به خاطر تهدیدات و مشکلات زندگی مختل شده است. در عین حال، او به یاد و تصویر خود در آینه نگاه میکند و آرزوهایش را با امید به دست میآورد. شاعر به زیبایی واژهها را به کار میگیرد تا درگیریهای درونی و احساس ناامیدی و longing خود را به تصویر بکشد.