شمارهٔ ۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز رخ گر آن پری رو دور گرداند نقابش را
کند سنگ فلاخن چرخ ماه و آفتابش را
سر خود آرد و در حلقه فتراکش آویزد
اگر آهو ببیند شوخی چشم رکابش را
درون کلبه تاریک خود چشمی که من دارم
فلک پیراهن فانوس سازد ماهتابش را
دهد جان کشته معشوق را کیفیت عاشق
به پرواز آورد پروانه ام مرغ کبابش را
به چشمش هر که اندازد نظر خاموش می گردد
نباشد سرمه حاجت نرگس چشم سیاهش را
پریشان است همچون زلف خوبان سرو در گلشن
مگر از جوی سنبل باغبان دادست آبش را
به توران سیدا ناصرعلی از هند اگر آید
بگوید بی تأمل طوطی کلکم جوابش را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذبه معشوق پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویر زنده، زیبایی چهره و چشمان معشوق را توصیف میکند و بیان میکند که چگونه تنها نگاهی از او میتواند انسانی را خاموش و بیحرکت کند. همچنین به تضادهای زیبایی اشاره میشود که در آن آهو و پروانهها به عشق و فریبایی معشوق اشاره دارند. شاعر با استفاده از استعارههایی همچون «پری رو» و «خواب نرگس» به زیباییهای طبیعی و الهامبخش عشق میپردازد و در انتها به نگاهی به دور از تردید و با اطمینان اشاره میکند که معشوق تحت تأثیر این زیباییها قرار دارد.