شمارهٔ ۴۱۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی ز حدیث می و پیمانه گذشتیم
تا چشم تو دیدیم ز میخانه گذشتیم
تا چند به زلف تو کند دست درازی
دشمن شده از دوستی شانه گذشتیم
از گوشه ویرانه خود پای کشیدیم
تا در طلب کوی تو از خانه گذشتیم
از کاکل تو روی دلی بس که ندیدیم
گفتیم پریشان و چو دیوانه گذشتیم
گریان به در خانه فانوس رسیدیم
نالان به سر تربت پروانه گذشتیم
بر زمزمه اهل جهان گوش نکردیم
زین قوم شنیدیم صد افسانه گذشتیم
در سلسله خلوتیان دوش رسیدیم
دامن به میان برزده رندانه گذشتیم
در بزم حریفان جهان کج نگرستیم
ساغر به کف آورده و مستانه گذشتیم
چون مور رسیدیم سر خرمن دو نان
پروازکنان از هوس دانه گذشتیم
بر گنج و گهر چشم چو سید نگشادیم
صد مرتبه از گوشه ویرانه گذشتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از سفر خود به میخانه و جستجوی معشوق سخن میگوید. او به توصیف مراحل مختلف این سفر میپردازد، از عبور از زلف معشوق تا دلباختگی و جدایی از دنیای مادی. شاعر در این مسیر از درد و رنجهای عشق و همچنین از لحظات خوشی و بیخیالی در بزم حریفان یاد میکند. در نهایت، او به عمیقترین احساسات خود نزدیک میشود و از گنجایش و زیباییهای عشق و زندگی غافل نمیماند. این سفر پر از احساسات و تجربیات مختلف، نمادی از جستجوی حقیقت و زیبایی در زندگی است.