نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای به یادت چشمه زمزم در کاشانه‌ها

کعبه افتادگانت آستان خانه‌ها

خانه بر دوشم به شمعی انتظاری می‌کشم

بوریای کلبه‌ام باشد پر پروانه‌ها

اهل همت را نظر امروز بر دست گداست

کاسه چشم طمع باشند این پیمانه‌ها

دست خود کوته کن ای مشاطه از افسونگری

زلف او باشد خبردار از اصول شانه‌ها

در دل خود هر چه دارد ساقی بی‌رحم ما

می‌توان خواند از خط پشت لب پیمانه‌ها

اهل دولت رفته‌اند از خود به تکلیف جنون

نیست جز زنجیر بر درهای مهمانخانه‌ها

گوش‌ها تا در حجاب پرده غفلت شدند

بر لب افسانه‌گویان شد گره افسانه‌ها

پای سودای مرا زنجیر چین دامن است

خرقه من باشد از موی سر دیوانه‌ها

سیدا امروز خلوت‌ها ز اهل دل تهی‌ست

نیست آثاری ز میخواران درین میخانه‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به یاد کعبه و چشمه زمزم می‌افتد و از longing (علاقه شدید) برای یک خانه روحانی صحبت می‌کند. او به انتظار نشسته و از غم جدایی و کمبود عشق و توجه رنج می‌برد. شاعر به نقد جامعه، ستم و خالی بودن مکان‌های مقدس و روحانی می‌پردازد و از دوری اهل دل و میخواران شکایت می‌کند. همچنین، او به زنجیرهایی اشاره می‌کند که مانع از آزادی و دستیابی به معنای واقعی زندگی می‌شوند. در نهایت، این شعر به احساس تنهایی و کمبود‌های روحانی در دنیای امروز اشاره دارد.